محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5187

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گفت : « بله . » گفت : « دست پيش آر تا با تو بيعت كنم . » گويد : به خدا بدر منى سرهايشان را ميان سرها ديدم زيرا در آن سال حج كردم . گويد : جمعى از مردم مدينه به من گفتند كه : « مبارك ترك به حسين بن على پيغام داد كه به خدا اگر از آسمان بيفتم و درنده مرا بربايد يا باد مرا به جاى بسيار دور ببرد برايم آسانتر از آنست كه خارى به تو فرو برم يا مويى از سرت ببرم ولى ناچار بايد دستاويزى داشته باشم ، به من شبيخون بيار كه من در مقابل تو هزيمت مىشوم ، و در اين باب به نام خدا با وى پيمان و قرار كرد . گويد : حسين كس فرستاد ، يا شخصا برون شد با گروهى اندك كه چون با اردوگاه وى نزديك شدند بانگ زدند و تكبير گفتند كه هزيمت شد تا به نزد موسى بن - عيسى رسيد و يارانش نيز هزيمت شدند . ( 202 مفضل بن محمد طالبى گويد : حسين بن على آن روز در باره كسانى كه قيام نكرده بودند و وعده داده بودند به نزد وى بيايند اما تخلف كرده بودند شعرى گفت به اين مضمون : « هر كه به شمشير پناه برد « فرصتى شگفتانگيز به دست آرد « يا مرگ با شتاب ، يا زندگى با عزت « به آسان مپردازيد كه آسان شما را به تباهى مىبرد « تا گردنى نزنيد به بزرگى نمىرسيد . » محمد منقرى گويد : هنگامى كه موسى بن عيسى از فخ باز مىگشت عيسى بن - دأب به نزد وى رفت و او را بيمناك ديد كه در باره كسانى كه كشته بود عذرى مىجست . به دو گفت : « خداى امير را قرين صلاح بدارد شعرى را كه يزيد بن معاويه به عذر -